۱۳۸۱ اسفند ۲۵, یکشنبه

زنگها براي كه به صدا درمي‌آيد؟؟





زنگها براي كه به صدا در می‌آيند؟؟



< پلان اول: پيام چرندياتي خوشتيپ نژاد، بعد از يك هفته كار و بدبختي خسته و كوفته رسيده خونه و روي مبل ولو شده كه...>



<زنگ تلفن>


- بعله؟ بفرمائيد؟

- سلام! ميتونم با آقاي چرنده جاتي صحبت كنم؟

- منظورتون چرندياتيه؟

- بله بله! آقاي چرندياتي منزل تشريف دارن؟

- آقامون نيستن! من خودم چرندياتي هستم! امرتون؟

- من از شركت تلفن راه دور باهاتون تماس ميگيرم! ميشه ازتون بپرسم شما روزي چندبار به كجا زنگ ميزنين(!!)‌؟!

- {كلافه} والا من به كسي تلفن نميزنم. به هيچ سرويسي احتياج ندارم! الان هم راستشو بخواين خستم ميخوام برم يه چرت بزنم!

- حالا شما چه احتياج داشته باشيد چه نداشته باشيد، شركت ما قيمتهاي خوب و مناسبي رو به شما و خانواده محترمتون ارائه ميكنه!!

- آقا ممنون! من نميخوام! خداحافظ!!

- ولي آقاي چرنده جاتي؟... الو .. الو ....؟



<آقاي چرندياتي پكر و گرفته دوباره برميگرده تا روي مبل دراز بكشه كه ... >



<زنگ تلفن>


- سلام!! مژده مژده!!

- سلام! من مژده نيستم! اشتباه گرفتين!!

- نه! ميدونم مژده نيستي! منظورم اينه كه خبر خيلي خوبي براتون دارم!!

- چي شده؟ صابخونه نميخواد اين ماه ازم كرايه خونه بگيره؟؟؟

- نه! شركت "اتوبوس پرنده" با افتخار به اطلاع ميرساند كه دوران انتظار ديگر به سر رسيد!

- من منتظر چيزي نبودم به خدا!!

- بالاخره آژانس مسافرتي ما تورهاي سه روزه و پنچ روزه خود را به مناسبت ايام نوروز با قيمتهايي باورنكردني به هموطنان عزيز تقديم ميكند!

- {عصباني} آقا ممنون از لطفتون!‌ولي من وقت نميكنم مسافرت برم! الان هم خسته ام ! ميخوام برم استراحت كنم!

- باور كنيد زود كارم تموم ميشه! وقت اسمتون رو ميخوام و نام خانوادگي و سن و شماره شناسنامه و محل صدور و .....

- آقا! ممنون! من نميخوام برم جايي به خدا! ميخوام بمونم خونه .... ميخوام استراحت كنم!!!!

- به جان شما اگه من بذارم! باور بفرمائيد بهترين قيمت روز رو تقديمتون ميكنم!!!!!

- {با خشم} نه آقا ! نميخوام.. خداحافظ شما ...

- الو؟؟ آقاي .... اسمتون چي بود راستي؟؟ ....



<آقاي چرندياتي در حالي که زير لب به زمين و زمون بد و بيراه ميگه به طرف مبل ميره که يک دفعه...>



<زنگ تلفن>


- بفرمائيد؟

- سلام! ميشه با آقاي چهارده نباتي صحبت کنم؟

- { با عصبانيت} چهارده نباتي ديگه چيه؟؟ من چرندياتي هستم! چرندياتي! چرندياتي!

- اوه! ببخشيد آقاي چرندياتي! ببخشيد که مزاحمتون شدم. ميخواستم چند دقيقه اي از وقتتون رو بگيرم!

- { قرمز از شدت خشم!} نه آقا! من نه مسافرت ميخوام برم نه اينکه به کسي تلفن ميزنم! ميخوام برم استراحت کنم اگه شماها بذارين!

- البته آقاي چهارجهاتي(!)‌ من به اين چيزها که شما فرموديد کاري ندارم!! زنگ زدم به اطلاعتون برسونم که شرکت ما افتخار دارد که .....

- { در حالتي كه ميخواد گوشي تلفن را بجود(!) فرياد ميزند!!} بابا چرا دست از سرم برنميدارين؟؟ اگه گذاشتين براي دو دقيقه هم که شده کپه مرگمو بذارم و بميرم؟؟ اصلا من اگه بخوام بميرم کي رو بايد ببينم؟؟

- شما که اجازه نميدين من حرف بزنم! اتفاقا من هم زنگ زدم به اطلاعتون برسونم که شرکت ما افتخار دارد که بهترين و مرغوب ترين نوع تابوت رو در رنگ ها و طرحهاي مختلف باب سليقه هر سن و سالي با قيمتهايي بسيار عالي در اختيار علاقمندان قرار ميده!!

- .......

- تابوتهاي ما تماما از چوب گردو ساخته ميشه و مثل تابوتهاي ديگه نيست که با نئوپان ميسازن!

- ......

- در ضمن شرکت ما براي رفاه حال مصرف کنندگان(!!)‌ اين امکان رو به شما ميده که هزينه تابوتتون رو بصورت اقساط ماهيانه پرداخت کنيد که .... الو ؟

-.......

- جناب چارتابوتي؟ صدا مياد؟! لطفا نميرين! سئوالهاي من هنوز تموم نشده! چوبش گردو باشه خوبه ؟؟ الو ؟؟.....

- ......

- اين هم از کاسبي امروزمون! اي بخشکي شانس!! اين مشتريمون هم قبل از اينکه تابوت بخره، مُـــرد!!!!!





۲ نظر:

  1. salam
    harfat jalebeh
    esmeh saite ro ham khob entekhab kardi ,vaghean charandiate!
    be har hal man ke omoratam migzarehj vaghty miyam inja.

    پاسخحذف
  2. واقعا ؟واقعا كسي بود كه بتونه اين آقاي چرندياتي رو بكشه ما از دستش راحت شيم ؟خدابيامرزه پدر و مادرش رو

    پاسخحذف