۱۳۸۲ خرداد ۲۶, دوشنبه

امان از دست اين آمريکائيها!!






بابا اين آمريکا هم مملکت جالبيه ها! شرکتهاي توليد کننده محصولات مختلف بخاطر يک سري آدمهاي خل و چل و شايد هم از ترس اينکه يه موقع از طرف يکي از مشتري هاي ناخلفشون Sue نشن مجبور ميشن روي جعبه هاي محصولاتشون نکته هاي هشدار دهنده اي رو تذکر بدن که بعضي هاشون خيلي خنده داره! مثلا شنيدم يه خانومي گربه اش رو شسته بوده و تميز و خوشگل کرده بوده و ميخواسته طفلکي رو خشکش کنه ، گربه بيچاره رو ميذاره توي مايکروويو!!!! بعدش هم که صداي جلينگ مايکروويو در مياد که يعني غذاتون، ببخشيد گربه تون(!)‌ آماده اس،‌اين خانوم محترم ميبينه که اوا خاک عالم! من که گربه ام يه ربع بيش سفيد بود و ميو ميو ميکرد! الان چرا سياهه و دود دود ميکنه ؟؟؟؟
بعدش هم اون کمپاني بيچاره سازنده مايکروويو رو به دادگاه کشوند که چرا روی اين خراب شده ننوشتين که گربه‌نبايد توش گذاشت ؟؟ از اون به بعد هم کمپاني بيچاره مجبور شد اين اخطار احمقانه رو روي جعبه محصولاتش اضافه کنه که:

"Caution: Do Not Dry Your Pet in This. "
هشدار: از خشک کردن حيوانات خود در اين خودداري کنيد!!!!


اينو که گفتم مقدمه اي بود براي اين چندتا جمله مسخره و خنده داري که روي بعضي محصولات ديده شده:

- روي جعبه شسوار: از استفاده در هنگام خواب جدا خودداري کنيد!
- روي جعبه چيپس: شانس خود را براي برنده شدن بيازماييد. احتياجي به خريد نيست. جزييات در داخل جعبه ميباشد!!
- روي جعبه يکي از غذاهاي فريزري: پيشنهاد ميشود درحالت غير منجمد صرف نماييد!!!
- "زير" جعبه پيتزا: لطفا جعبه را سر و ته نکنيد!!!
- روي قوطي سوپ آماده: تذکر: محتويات بعد از حرارت دادن گرم خواهد بود!!
- روي جعبه اتوي برقي: لباس ها را قبل از اتو کردن از تن در آوريد!
- روي جعبه قرص سرماخوردگي "کودکان": براي اطفال زير 12 سال، بعد ازاستفاده از قرص، از رانندگي پرهيزکنيد!!
- روي جعبه قرص خواب: استفاده از اين قرص با حالت خواب آلودگي توام خواهد بود!!
- روي جعبه چراغهاي کريسمس: فقط در داخل يا خارج از خانه استفاده شود!!
- روي جعبه چرخ گوشت: از استفاده در موارد ديگر خودداري کنيد!!
- روي بسته آجيل: قبل از استفاده، بسته را باز کنيد!!!
- روي بسته بندي لباس سوپرمن براي بچه ها: هشدار:‌اين لباس توانايي پرواز ندارد!!
- روي جعبه دستگاه چمن‌زني: اخطار: وقتي دستگاه روشن است ،‌تيغه چمنزني حرکت ميکند!!!
- ته قوطي نوشابه: لطفا از طرف ديگر قوطي آنرا باز کنيد!!
- روي قوطي اسپري رنگ: از اسپري کردن به روي صورت خودداري کنيد!!
- روي قوطي فندک: محتوي مواد محترقه !!
- دوخته شده به گوشه پتو:لطفا در هنگام گردباد از اين پتو عنوان پناهگاه استفاده نکنيد!!
- روي قوطي مواد پاک کننده: لطفا قبل از استفاده، ‌موضع را به خوبي تميز کنيد!!

و خيلي هاي ديگه !!

حالا که اينا رو خوندين، ‌برگردين بالا و به اون عکس بالا صفحه دوباره يه نگاهي بندازين!!


۱۳۸۲ خرداد ۲۲, پنجشنبه

نامه مادر غضنفر به پسرش:

گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمان خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايت مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند،‌ آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.

وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقا توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان.

آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد ،‌دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد

گضنفر جان،‌آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم.

پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800،‌ 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا،‌ چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه.

ببخشيد معطل شدي. جعفر جان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت.

ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره،‌اون هم دوتيکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشي.

اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي.

راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!‌شرمنده.


همين ديگه .. خبر جديدي نيست.
قربانت .. مادرت.

راستي:‌گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ‌ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم.

تغيير و تحول و ترجمه و نوآوري و بازگرداني از:‌ پيام چرندياتي