۱۳۸۲ بهمن ۱۷, جمعه

سفر چرندياتى به تركيه!

من اصلا گلت ايليرم ايستسم بيز سز ديم! يازماخدان گاباخ ايستيرم بير زات ديم! هامموزدان مخصوصا توه(ك)زبان شهيدپرور گارداشلاريميزدن عوذر ايستيرم. چوخ ممنون!"

تقريبا ترجمه: " من كوچكتر از اونم كه بخوام غلط كنم! و قبل از اينكه بگم چي ميخوام بنويسم، از همه دوستان شهيدپرور كه همزبان مقيم تركيه هستند معذرت خواهى ميگردد! "


شايد تركيه يكي از معدود جاهايي باشه كه بتونين همسرتون رو ببرين و تا آخر عمر همينجوري يه بند سرش غر بزنين كه: " اروپا هم كه بردمت! ديگه چي از جونم ميخواى؟!!"

اين پرخاطره ترين و بهترين سفرمون به تركيه بود. چون هيچكدوممون تا حالا تركيه نرفته بوديم! هوا برخلاف انتظارم آنقدرها هم سرد نبود. يعنى قنديلهاى چشم و ابرو اونقدر بد نبود كه نشه جلو رو ديد!

مردم تركيه شباهتهاى زيادى با مردم شهيدپرور ايران دارن. اونا هم موقع رانندگى، تخته گاز ميرن و جلوى همديگه ميپيچن و از كمربند ايمنى به عنوان جالبالسى(!) استفاده ميكنند! اونا هم وقتى سوار اتوبوس ميشن، روى صندلى دو نفره ميشينن و كيفشون رو ميذارن روى صندلى بغلى و بدون توجه به 84 نفرى كه اون وسط دست به ميله(!) واستادن، به مناظر زيباى بيرون خيره ميشن! اونا هم مثل ما ايرانيها سعى ميكنن تا حد ممكن از روى خط عابر پياده رد نشن!

مردم تركيه از كمبود "گشت ثارالله " شديدا رنج ميبرن! در تركيه، بدحجاب عروس شيطان نيست! عيال جان هم كلى خوشحال بود كه كميته نمياد خانوهايى كه قليون ميكشن رو بريزه تو ميبى بوس!

تركها بر خلاف گفته بعضى انسانهاى ابله(!) بسيار باهوش و با استعدادن. من خودم با اين سن و سال چهار تا كلمه تركى بلد نيستم، ولى بچه هاى تركيه ماشالله هزار ماشالله از 4 ، 5 سالگي مثل زبون مادرى تركى با هم حرف ميزنن!

آقا ما اونجا ميليون ميليون خرج ميكرديم! يه بار با همين دستهاى خودم 8 ميليون ليره دادم به راننده تاكسى كه بره حال كنه! ولى جدى اين اسكناساشون كلى صفر داشت! من و عيال هرجا ميرفتيم خريد، يكى ميشد مسئول شمارش صفرها(!) درست مثل كسى كه بين يه مشت نخود و لوبيا تو كف دستش، داره نخودها رو از بقيه جدا ميكنه! اون يكى هم به ساير امور ميپرداخت!!

كلى تاكسى سوار شديم. هرجايي كه ميخواستيم بريم، اول بايد كلى استخاره ميكرديم كه جناب راننده انگليسى بلد باشه! تركيه اياصوفيه هاى زيادى دارد. كلى اياصوفيه ديديم. بعضيهاشون قديمى تر بود، بعضيهاشون جديدتر، بعضيهاشون توى اروپا بود، بعضيهاشون تو آسيا! بعضيهاشون شيش تا مناره داشت، بعضيهاشون كمتر، بعضيهاشون دو نبش و دو سه طبقه اى بودو لژ خانوادگى داشت، بعضيهاشون كلنگى و زوار دررفته و آثار باستانى!! ولى در كل، نوك تمامشون گرد و قلمبه بود!

خيلى دلم گرفت وقتى ديدم ما ايرانى ها با اين همه دبدبه و كبكبه مون، يه دونه اياصوفيا نداريم كه خير سرمون لااقل يه كم اروپايى بشيم!

خلاصه اينكه در تركيه بنا به درخواست عيال محترمه، به جاهاى مختلفى رفتيم: تاكسى سوار شديم رفتيم قليون كشيديم، رفتيم سينما، اومديم قليون كشيديم، چاى ترك خورديم، بعدش قليون ميطلبيد(!) قليون كشيديم، تخته بازى كرديم، باختيم، قليون كشيديم، رستوران رفتيم، برگشتيم قليون كشيديم، هتلمون قليون نداشت، مجبور شديم بريم بيرون قليون بكشيم!، رفتيم بار، مشروب خورديم، بعدش قليون كشيديم، رفتيم سوار كشتي شديم/ به اسكله كه رسيديم رفتيم قليون كشيديم،حوصله مون سر رفته بود گفتيم چيكار كنيم؟ عيال يه كم فكر كرد ( حدودا 15 ثانيه) گفت بريم قليون بكشيم! وقتى هم كه داشيم برميگشتيم هتل، يه توك پا سر راه رفتيم و قليون كشيديم!!!

خلاصه كه خيلى خوش گذشت! انشالله نصيب دوستان هم بشه كه بتونن يه سفر برن تركيه، تاكسى سوارشن، يخ بزنن، دست و پا شكسته تركى حرف بزنن و ...... قليون بكشن!!