۱۳۸۵ مرداد ۲۹, یکشنبه

مصاحبه با رییس جمهور


beautiful.jpg



قسمتهایی که از مصاحبه رییس جمهور مردمی، آقای دکتر احمدی‌نژاد با مایکل والاس گزارشگر مشهور آمریکایی کانال CBS بنا به دلایل امنیتی پخش نشد:


والاس: جناب آقای رییس جمهور شما در مصاحبه ای گفته بودید که پدرتان فوت کرده اند. چند وقت پیش دوباره گفتید که پدرتان فوت کرده دوباره! جریان چیه؟

احمدی‌نژاد:من سوال شما رو متوجه نمی‌شم..

والاس: جناب رییس جمهور، همانطوری که دوازده بار خدمتتون عرض کردم. در مورد حرفهایی که در چند ماه گذشته زده اید ازتان سوال می‌کنم.

احمدی‌نژاد: خب شما باید مفهوم «پدر»‌ رو بدانید و با این مفهوم آشنا باشید. من خیلی ها را در زندگی داشته ام که حق پدری به گردن من داشته اند. یکیش مرحوم پدرم که آهنگر بود. یکی هم پدر خدا بیامرزم که چند وقت پیش فوت کردند. یه پدرم هم که شش هفت سال قبل از اینکه من به دنیا بیام از دنیا رفت. حالا شما باور نمی‌کنید، ولی من همه اینها رو به جون آقام که خدا هیچوقت سایه‌شون رو از سر بچه هاش کم نکنه راست می‌گم.

والاس:‌ شما گفته بودین که موهاتون رو شانه میزنین..

احمدی‌نژاد:‌ من خودم هم این شایعات رو توی روزنامه ها خونده بودم

والاس: اگر شایعه بوده و روزنامه های شما شایعات چاپ می‌کنن، پس چرا جلوی انتشارشون رو نمی‌گیرین؟

احمدی‌نژاد: ما موافق آزادی بیان هستیم.

والاس:‌ پس چرا این‌همه روزنامه‌نگار زندانی دارین؟

احمدی‌نژاد:‌ چون اونها چیزهایی غیر از شایعه می‌نوشتن. در ضمن ما روزنامه‌نگار زندانی نداریم. این حرفها را آمریکا بر علیه حکومت ایران میزنه.

والاس:‌ آقای احمدی نژاد، چرا فکر می‌کنید ایجاد رابطه با آمریکا به نفع ملت ایران نیست؟

احمدی‌نژاد:‌ ما معتقدیم که ملت ایران، ملتی مومن و خداپرست هستند. ما حتی اگر با آمریکا رابطه برقرار کنیم، ملت ایران هیچ نفعی نخواهند برد. چرا که در تمام آمریکا حتی یک امامزاده هم نیست که ملت ایران بتوانند استفاده کنند. برای همین است که میگویم آمریکایی ها از رابطه با ایران بیشتر سود می‌برند. ما الحمدالله این همه امامزاده داریم که می‌شود آنجا دخل بست و برای آینده‌ای بهتر برای کشور، دعا کرد.

والاس:‌ شما ۱۸ صفحه نامه برای پرزیدنت بوش نوشتید ولی ایشون اهمیت چندانی نداد به شما. چرا؟

احمدی نژاد:‌والا اینو باید از خودش سوال کنین. من باهاش حرف نمی‌زنم تا یاد بگیره ضدحال نزنه این‌قدر... من نمی‌دونستم که اداره پست آمریکا شنبه و یکشنبه ها تعطیله. گویا نامه سروقت نرسیده بوده...

والاس:‌ شما جواب من رو ندادین هنوز ....

احمدی نژاد:‌ حالا شما حوصله کنید... البته من هم برام درس عبرت شد که دفعه بعد مثل بن لادن فیلم پر کنم و بفرستم. از دفتر ریاست جمهوری هم یه کلاس آموزش ایمیل گذاشتن برای بنده و چندتا از اعضای کابینه. ایشالله اگر خدا بخواد دفعه بعد نامه رو با ایمیل براشون پست می‌کنم.

والاس:‌ آقای رییس جمهور، خیلی از وقتی که در اختیارمون گذاشتین متشکرم.

احمدی‌نژاد:‌ خواهش میکنم.... آقا؟ حالا این مصاحبه رو کی نشون میدین تو تلویزیون؟ من خوشگل افتادم تو فیلم؟

۱۳۸۵ مرداد ۱۲, پنجشنبه

سال ۸۴

dariush01.jpg



پیش بینی هایی که خواننده معروف ایران، داریوش، از اوضاع و احوال جهان امروز در آهنگ آشنای سال ۲۰۰۰ کرده رو همه شنیده اند و باهاشون آشنایی دارن.

ولی کمتر کسی از یکی دیگه از آهنگهایی ایشون که برای سال ۸۴ ایران (پارسال) خونده شده خبر داره.....

نام ترانه:سال ۸۴
خواننده: داریوش
ترانه سرا: پیام چرندیاتی


سال سقوط، سال فرار
سال گریر و انتظار
فصل شکستن اتم
آخ، سال هشتاد و چهار

سالی که خاتمی می ره
احمدنژاد جای اونه
آخه از شما چه پنهون
شبیه میمون می‌مونه

توی کتابای لغت
«مهرورزی» معنا نداره
زنونه مردونه می‌شه
هرکوچه و هر اداره

رو نقشه جغرافیا
اسراییل پیدا نمی شه
هرکی روشو زیاد کنه
از روی نقشه پاک می‌شه

یه هاله دور سرشه
امام زمون می‌شناستش
هرکی به ایشون رای بده
دربست می‌ره توی بهشت

تو ذهن کشورهای غرب
ایران میشه مثل عراق
مذاکرات داخلی
حل می‌شه با ضرب چماق


تو اون روزایی که میاد
حزب‌اللهی می‌شه زیاد
رییس جمهور ما می‌شه
محمود احمدی نژاد

همه به هم بی اعتنا
حتی به رای همدیگه
فرهنگسرا ها جمع می‌شه
مسجد میاد و تکیـــه

سال سقوط سال فرار
پاییز سرد و بی بهار
فصل طلوع فاجعه
آخ سال هشتاد و چهار

۱۳۸۵ خرداد ۲۲, دوشنبه

تیم فوتبال ایران ، افتخار ملی مردم مکزیک!!




لازم می دونم تا در همین جا از تیم ایران تشکر کنم که یک بازی زیبا و پر گل رو برای علاقمندان ورزش فوتبال به معرض نمایش گذاشت!!!
باز هم تشکر می کنم که به عنوان "نردبان ترقی" عمل کرد تا دلهای جمع عظیمی از فوتبال دوستان مقیم مکزیکوسیتی و دیگر شهرهای مکزیک رو شاد و خوشنود سازد...

البته صحبت های زیادی هست در مورد اینکه میرزاپور در سطح خوبی بازی نکرد و برای یک بازی جام جهانی مناسب نبود. من با این حرف هم عقیده نیستم. به نظر من لازم بود که قبل از بازی به میرزاپور گوشزد می شد که بازیکنان تیم مقابل با اینکه یک کمی همچین سیاه سوخته هستند و یه جوری با لهجه حرف می زنن و نمی فهمی چی میگن حواست باشه که اینها فولاد اهواز یا تاراختور سازی تبریز نیستن ها!!!

بعدش هم حالا چون پدر دروازبان مکزیک یکی دو روز قبل از بازی مرحوم شده بود کلی لی لی به لالاشون گذاشتن و بیشتر تحویلشون گرفته بودن. پس ما چی که بابای احمدی نژادمون چند وقت پیش رفت پیش خدا؟

انصافتون کجاس پس؟


۱۳۸۵ اردیبهشت ۱۸, دوشنبه

زنان صدر اسلام ...

- دلم خيلي درد ميکنه. شدم مثله اون زنه که به شيکمش سنگ ميبست. مادر ياسر زن عمار... اسمش چي بود؟
- ام البنين!
- نه!! همونی که اولين زن شهيد صدر ا اسلام بود... خديجه؟
- نه بابا! خدیجه که مادر حضرت محمد بود! تو فاطمه رو ميگي که لاي در موند و بچه اش افتاد... اون که سنگ نمی‌بست به شیکمش!!
- نه!! فاطمه که دختر حضرت محمد بود... زن حضرت علی... نمی‌دونم چی شد مرد ولی شبونه بردن خاکش کردن یه جایی... کسی هم نمی‌دونه... یکی دیگه هم هست که قبرش تو سوریه‌اس..اون کیه؟
- ام البنین؟
- نه! فکر کنم آمنه... آمنه اصلا کی بود؟
- همون که اندی براش آهنگ خونده! ولی معصومه اونیه که توی سوریه‌اس... معصومهٌ زهرا...
- اون فاطمه اس که بهش می‌گن فاطمه زهرا ..
- ولی آمنه که پرسیدی زن حضرت محمد بود

......



۱۳۸۵ فروردین ۳۱, پنجشنبه

یک متقلب

اول از همه اينکه لينک جدید www.charandiaat.com (با دو تا"a" ) هم افتتاح شد براي کساني که نميتونن سايت اصلي رو باز کنن.


* * *
خيلي وقت بود که سر امتحان تقلب نكرده بودم بالاخره بعد از مدت ها خاطرات خوش دوران دبيرستان رو زنده کردم. خب چي كار کنم من از حفظ کردن کلمات قلمبه سلمبه بدم مياد! از تاريخ بدم مياد، از شيمي بدم مياد، از بيولوژي بدم مياد، از پسر عموي بابام بدم مياد (اسمش سخته!)
اين کلاس Health هم شده درد سر. بايد تمام مرض ها و ويروس ها و واکسن ها و اسماي پزشکيشون و هزار تا کوفت و زهرمار دیگه رو حفظ کنيم براي امتحان. آخه من که قرار نيست براي کسي مسکن بدم و نسخه بپيچم من قراره خونه بسازم! آجر بندزام بالا،مصالح بيارم، فرقون پر کنم... يکي بايد به من مسکن بده!
اصلا فکر می کنین من برای چی دارم معماری می خونم؟ علاقه؟ عشق به سیمان؟ نه آقا! من اپزشکی فرار کردم. خلاصه با اينکه آمادگي نداشتم و تمرين قبلي نکرده بودم، سربلند از پس اين امتحان کذايي بيرون آمدم!! يه کاغذ چهار سانت در چهار سانت وردشتم و خلاصه و مختصر اون اصطلاحات پزشکي که يادم نمي موند و روش نوشتم که از شما چه پنهون بسيار مثمر ثمر واقع شد

به نظر من تقلب هم مثل دروغ مصلحتی می تونه باشه... الحمدالله که تقلب های من اکثرا مصلحتی بوده بغیر از یکی دوتاشون که مجبور شدم فرداش ولی ام رو بیارم مدرسه!!!!


الان یادم اومد که یه بار سر امتحان نهایی جای دوستم فرشاد رفتم سر جلسه! این یکی بیشتر حماقت بود تا مصلحتی!! کاشکی حداقل یه پولی ازش می گرفتم که مصلحتی می شد! عجب حماقتی.....

۱۳۸۴ اسفند ۲۸, یکشنبه

سال نو مبارک!

سال جدید بر همه مبارک باشه
سالی که گذشت که همچین سال خوبی برای من نبود، ایشالله در سال جدید جبران بشه!






۱۳۸۴ اسفند ۱۶, سه‌شنبه

آن مرد آمد




آن مرد آمد

آن مرد با اسب آمد.
آن يکی مرد با اسب آمد.
آن دو مرد رفتند پشت کوه...

بخاطر همين کثافت کاری ها آن دو مرد اسکار نشدند.

کميته آمد.
آن کميته در دست چماق دارد..
آن کميته آن دو مرد را با چماق امر به معروف کرد.
ولی دمش گرم آن کميته به زنهای آن دو مرد نگفت.......

ولی خودمانیم... آن مرد جیگر بود !

۱۳۸۴ بهمن ۲۷, پنجشنبه

شیطونه می گه .....

اون روز داشتیم با عیال تو خیابونهای سندیه گو قدم می زدیم و با هم به فارسی حرف می زدیم و می گفتیم و می خندیدیم. یه آقای محترمی که یه ربع کامل دو قدم اون طرف تر گوش واستاده بود، اومد جلو و به فارسی گفت: آقا ببخشید؟ شما ایرانی هستین؟
می خواستم من هم به فارسی جوابشو بدم و بگم: نه! ما اصولا فیلیپینی هستیم ولی ننه بابامون مکزیکی ان.... چطور مگه؟؟!!!

* * * * * *


تازگی ها یه کلاس Health برداشتم بدجوري اسيرمون کرده. ديگه خواهي نخواهي هواسم مي‌ره به اين که چي‌دارم ميّ‌خورم... تازگي‌هاي مکالمه هاي من با عيال سر سفره اين‌جوري شده‌:‌
"عزيزم، اون پروتئين رو بده من با چربي‌ام بخورم... اين فايبر هامون تموم شدن؟ پس من اين همه کاربو هايديد رو با چي گلوکوز کنم؟!"

۱۳۸۴ دی ۱۵, پنجشنبه

آقا تبریک!

با عرض سلام دوباره و خیر مقدم به جناب ۲۰۰۶ که از برکت قدم مبارکش خورد تو سر مال و مدل ماشین ما یک سال قدیمی تر شد!

جا داره از فرصت (سوء) استفاده کنم و مناسبتهایی رو مثل کریسمس، شب قبل از کریسمس، شب بعد از کریسمس، شب یلدا، عید سعید روشاشانا، هفته وحدت، ماهگرد ازدواجمون، حلول ماه کامل، پنج‌ساله شدن سالنامه چرندیات(!) و انتصاب وزیر نفت جمهوری اسلامی رو که وقت نشده بود قبلا تبریک بگم در همینجا تبریک بگم: آقا تبریک!

و اما سال جدید سال غریبی خواهد بود. ستاد چرندیاتی قصد بر آن دارد که حوادث و وقایعی رو که در این سال اتفاق خواهد افتاد پیش بینی کرده و به گوش جهانیان برساند. باشد که یکی پیداشه که از نبوغ خدادادی این جوان رعنا باخبر بشه و بیاد یه کار پاره وقت به ما پیشنهاد کنه. توی رصدخونه‌ای، اداره هواشناسی‌ای، مشاور رئیس‌جمهوری‌آمریکائی، چه می‌دونم! یه جایی خلاصه!

( یه جایی یادداشتشون کنید، الان شاید بخندین، ولی فردا که پیش‌بینی‌های چرندیاتی درست از آب دراومد و من ادعای پیغمبری کردم تعجب نکنین‌ها! )
و اما پیش‌بینی‌های سال ۲۰۰۶ میلادی:‌

- جنگ آمریکا و عراق تمام می‌شود.
- زلزله‌ای مرگبار در هند عده فراوانی را آواره خواهد کرد.
- بریتنی سپیرز و کوین شوهر خوشتیپش از هم جدا خواهند شد! بریتنی دوباره ازدواج می‌کند ولی این‌بار با یک خواننده مشهور!
- جان کری اعلام می‌کند که برای انتخابات ۲۰۰۸ دوباره کاندید خواهد شد!
- برد پیت و انجلینا جولی ازدواج خواهند کرد!!
- واکسنی برای سرطان معده و کلیه کشف خواهد شد.
- آرنولد از صحنه سیاست کنار خواهد کشید.
- جنیفر انیستون ازدواج خواهد کرد ولی نه با ونس وان‌!
- بروس ویلس هم با یک سوپرمادل ۲۰ ساله ازدواج می‌کنه!

اوه در ضمن پیش‌بینی می‌شود که در سال ۲۰۱۰ یک‌سری موجودات فضایی در روی زمین شناسایی بشن. اینو خواستم حال بدم و جلو جلو بگم!

شاد باشید!