خورشيد داشت کم کم غروب میکرد. اسحاق نیم ساعت دیگر با خانه اش فاصله داشت ولی به هیچ رقمی هیچ رمقی در پاهایش نمانده بود. کشان کشان خود را به پای درختی رساند تا برای اندکی استراحت کرده، نفسی تازه کند.....
براي خوندن بقيه اش روى عكس زير كليك كنيد!
( اين نوشته رو به برو بچه هاى خوب كاپوچينو تقديم ميكنم)

تغييراتی که بعد از ازدواج حاصل میشه یکی دو تا نیست .
مسابقه: به افرادی که بین دو عکس زیر بیشترین اختلاف را کشف کنن، به رسم یادبود یکی از همون اختلافات به قید قرعه تقدیمشون میگردد!!
قبل از ازدواج:
بعد از ازدواج: